١١١ . هشياريم و بيداريم / آماده ايم آماده
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
شب هاى پست و پوتينسرماى استخوان سوز
١١٢ . كم خوابى ممتد بهاره
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
دقيقا نمى دانمو درست يادم نيستدومين يا سومين نفرى مى شودكه به من ياد آورى مى كندچهره ى كريه و زشتى دارمفكر مى كنم حقيقت داردقبلا هم اين را بهم گفته اندتفاوتى نمى كندبه هر حال
بدون عنوان
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
نمی دانستمقهرمان قصه ی مننمی تواند کسی جز من باشدو چه رنج ها که نبردمبه این نادانی معصومدر این جهان بی قهرمانxa0بی همه هیچ
٩٢
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 18:56
آنکه از جهان چیزی دانستاخته شدبه دستان خویشو آن که تکثیر یافتاشتیاقیبه دانستن بود تنهاو نه ذات آگاهی
٩٣
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 18:56
زودتر از صبحما بين الطلوعينحياط خانه ى پشت سرقرار هاى يواشكىدست در جيب بزرگ ترهاو بر كمر خويشتلاش در رفع غلط هاى املاءحذف اينستاگرامريشه ى جهان مصرفِ بى مصرفهرم سرمايه دارىضجه براى بهتر شدن" آرامش در درون توستو توآى توحيران جهانىxa0كه هر شببا كسى خوابيد "روى كسىزير كسىxa0خواب عجيبنوزاد مؤمناملاى نوز...
٩٤ . واسكازين و وازلين و واجبين و مؤمنين و ...
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 18:56
تشخيص مشكل هستامااين باور است كه دشوارتر استاز اينجاستكه همه مى داننداما نمى كنندمسئله اهل عمل نبودن نيستمسئله پذيرش خويشتن استكه توخود تمام اين شكست ها هستىنه فقط يك قربانى
٩٥
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 18:56
اكسيدانxa0جهت وقت گذرانىو لا غيرو اينكهاصلا ارزشش را دارد ؟گاهى اونقد تو نقشت فرو مى رىكه يادت مى ره همش فيلمه
٩٧
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 18:56
به دروغگفت دوستت دارمدر ماشين را بستو رفتباور كنباور كن مدت هاستكه ديگرهيچ چيز مهم نيستxa0
نود و هشت
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 18:56
ماهی کوچولومنه مواظبت می خواستنه تنگ بزرگ قد یه دریانه حتی آبماهی کوچولومپر پر میزدبال بال می زدچشای درشتشوخیره می کرد تو چشامماهی کوچولومفقط می خواستمن نگاش کنممن بشینم جلوش نگاش کنممن هی آب تنگشو عو
٩٩
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 18:56
تجاوزبه جسم اوو روح منxa0انسانى متولد شدحيوانى مردxa0اين چند ميليون گوساله
یک صد
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 18:56
با تو رفتمبی تو باز آمدمدیگر هیچوقتتولدم مبارک نیست
یکصد و یک
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 18:56
7 سال جنگیک تنهبا دشمنی در لباس دوستبه نفع استادبه نفع طرف سومنه نشانینه یاد بودینه کلمه ای یافت شده در نامه ای در جیب لباس خونی این سرباز
٦٨
-
تاریخ: 1397/10/24 ساعت: 15:52
عزیز دلم مرا به سوی خود بخوان، در برم بگیر، اعتمادت را از دست نده، روزها مرا به پس و پیش میرانند. تو باید بدانی که توسط من هرگز به شادمانی کامل دست نخواهی یافت و تنها، حداکثر رنج کاملی که میشود طلب
٦٩
-
تاریخ: 1397/10/24 ساعت: 15:52
Last tango in Paris 1972 Marlon Brando درباره ي انسان تنها عشق زن خيانت جنون
٧٠
-
تاریخ: 1397/10/24 ساعت: 15:52
گفت : ارزش انسان به ماده و معنا نيستxa0 گفت : پس ارزش انسان به چيست گفت : به ميزان خروج از ذات انسانيش
٧٣
-
تاریخ: 1397/10/24 ساعت: 15:52
نجاتدهنده در گور خفته استو خاک، خاک پذیرندهاشارتیست به آرامش
٧٤ . بیمار اتاق 97
-
تاریخ: 1397/10/24 ساعت: 15:52
چشای همیشه گریون آخه شستن نداره . . . شوره بسته اند و دست محبتت نیست دیگر که پاکم کند از اشک و شوره و گناه می سوزمxa0 و نمی دانم تب است یا دلِ تنگِ سینه ی گشاده الم نشرح ... من می خندم و اشک تازه می شود
٧٥
-
تاریخ: 1397/10/24 ساعت: 15:52
نه روي برگهاي پاييز قدم زده ام نه زير باران زمستان نه بر آن قبر فرونشسته در خود گذشتم و نه دختر كفن پيچ داخل آن را مي شناسم هر روز سر مزارت مي نشينم و دفعه ي بعد باز هم گم مي شوم اسم ها عكس ها تاريخ ها ، يك مرگ به ازاء يك ميلاد و يك سنگ به ازاء يك انسان فرياد زدم آنقدر كه از دهانم خون مي پاشيد فرياد...
٧٦ . اين متن حاوي ... مي باشد
-
تاریخ: 1397/10/24 ساعت: 15:52
خارج از وزن، سبک، وحشی به ته خط رسیدن و ریدن به تمام اونچه گفتن و گفتی با چشای خیس خندیدن مثل یک آلتم پس از انزال تو دیالوگ با یه گله ی خوشحال مث یه خواب بد تو ذهن یک سگ پیر که تمام عمرو شاشیده رو دی
۸ . و پایان صبورانه می ماند تا هنگامش برسد
-
تاریخ: 1397/4/25 ساعت: 13:16
با هر قطره ی خون یک خیال مرگ هماز من می چکد این روزها نه آنقدر مشتاقم و نه آنقدر هراسان که بیش از این بنگارم Let's block ads! (Why?)