خرید بک لینک
نه روي برگهاي پاييز قدم زده ام

نه زير باران زمستان

نه بر آن قبر فرونشسته در خود گذشتم

و نه دختر كفن پيچ داخل آن را مي شناسم

هر روز سر مزارت مي نشينم

و دفعه ي بعد باز هم گم مي شوم

اسم ها عكس ها تاريخ ها ، يك مرگ به ازاء يك ميلاد

و يك سنگ به ازاء يك انسان

فرياد زدم آنقدر كه از دهانم خون مي پاشيد

فرياد زدم

تا بر ردپايت آب نريزند

و سالها بعد

كسي مرا نمي شناخت

و آخرين مرده ي گورستان متروكي بودم

كه بايد

ويران مي شد

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 15:52

صفحه بندی