
چند ماه پیش ماهی ها هم عاشق می شوند را دیدمرضا کیانیان از فرنگ برگشته بود برگشته بود که برود اما پایش در گل مانددر مانداب های گیلان در کلبه ای قدیمی آدم عبوس قصهمرد تنها در جمع زنان شنگول ، عسل زندگی در دهانش مزه کرد همینبه تازگی یک بوس کوچولو را دیدمرضا کیانیان از فرنگ برگشته بودپیش دوستش رفت و قهوه با شش قاشق شکر خواستاما آقای شبلی به تلخی عادت داشتدر وطن ماندن مصائب خودش را داردو مواهبش را همینطورهمه میشناسندت و قدر دانت هستند شاید فقط در فضای سورئال فیلم البتهاین دست فیلم ها آرام ترم می کنن...
ادامه مطلب
هیچ دلیلی برای ساخت چنین فیلمی نمی بینم هیچی نداره هیچ #دوزیست...
ادامه مطلب
همان کسی که تا چندی پیش آدم هارا سرزنش می کرد که چه زندگی های کسل کننده ی خواب آور بی هیجانی حالا دیگر جانِ صبح و عصر سرکار رفتن هم ندارد جانِ دیدن فیلم٬ خواندنِ شعر٬نشستن پای حرفِ دیگران گریزی به کافکا لابلایِ نوشته هایِ صادق دجله و فرات و راین و آمازون چقدر بی هیجان شده اند جهانِ کوچکی به اندازه ی توانِ اندک ما نه تنها در اینجا٬در تمام جهان سیستم زندگی طوری طراحی شده که برای رسیدن به نیازهایِ پایینترین طبقه ی هرم مازلو باید تمام عمر بِدَوی که خوراک پوشاک مسکن داشته باشی ما همه بیمه ایم دولتها مارا بیمه کرده اند تا ویزیت های چندده هزارتومانی ندهیم چه کسی این ویزیت هارا تعیین کرده است؟ ما وام های کم بهره میگیریم و ماه هایِ متمادی قسط می دهیم ما مختارترین و شریف ترین مخلوقات خداوند اعلیٰ دست...
ادامه مطلب
سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر کعبه ی دیدار دوست صبر بیابان اوست چنان فک می جنبانند و می گویند ماه خدا انگار باقی ماه ها کشک کاشان باشند جماعت یاد گرفته اند سر هر بحثی سری به آقای کربلا بزنند و آبغوره ای بگیرند و بعضی ها شان می گویند: اشک حتی بزور هم که برای شهید بزرگ بریزد گناهان را می شوید و در یوم الجمع به بهشت می رویم حاضرین در این جمع حالا من ذره ی ناچیز کائنات هم ورقی می زنم به بهانه ی رمضان دفتر کربلا را رمز 1395 ...
ادامه مطلب