خرید بک لینک

دخترک فال فروش اصرار داشت

که اشعار کپی شده تکراری اش را

دانه ای 1000به من بفروشد

وقتی گفتم فال من سیاه است

چیزی برای خوردن خواست

وقتی دستش را جلو آورد

تا چیزی بر دارد

جای سوختگی سیگار سه بار تکرار شده بود

و دست دیگرش ...

وقتی می رفت به خنده ی پیروزمندانه ای گفت

فال ها را 50 تومن می خرم

برچسب: نویسنده: نیکا کوهی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 8:12

صفحه بندی